«آدما نون دلشونو میخورن»
نفرین بر کسی که اینو گفته
شهلا اعدام شد و رفت همونجایی که لاله رفته بود!!!
این دو زن قربانی شدند..قربانی هوسرانی های یک مرد
حالا ناصر محمد خانی موند و هوسرانی هاش !!
بی هویت
نوشته شده در Uncategorized | 11 دیدگاه »
تولد با طعم حسرت بر انگیز رژ قهوه ای
نوشته شده در Uncategorized | 7 دیدگاه »
خسته ام مثل در آغوش كسي جا نشدن
خسته ام مثل هم آغوشي و ارضاء نشدن
نوشته شده در Uncategorized | 18 دیدگاه »
امروز وقتی داشتم تو تاکسی نامه ای که همسر شهید باکری به سردار جعفری نوشته بودو می خوندم, نمی دونم چی شد و چی خوندم و چه حسسی پیدا کرده بودم…آقاهه گفت:پسرم! داری نامه عاشقانه می خونی؟ گفتم نه؛مگه چی شده؟…گفتش بهم:آخه اشک از گوشه چشات جاری شده و خبر نداری…
تکمله:به کجا شکایت بریم ما؟؟؟؟
مسعود جان! وقتی زنگ نمی زنی, دلم تنگ میشه…وقتی زنگ می زنی خجالت می کشم از صدات…
تکمله: هر چی آرزوی خوبه مال تو…
چند ساعت دیگه احمدی نژاد تو مقر سازمان ملل سخنرانی داره…خدایا! آبرو, عزت,تاریخ, فرهنگ و البته امنیت مام میهن رو دست خودت به امانت می سپارم…
تکمله:اینو 5 سال «پیش»م نوشته بودم…انگاری راستی راستی خابیده خدا ….
«آرامش دولت, التهاب ملت» … گمان می کنم تیتر خوبی باشه برای گزارشی درباره امروز و فردا کردنای دولت برای قانون (من میگم «سرکار»یه) هدفمندی یارانه ها
تکمله:یکی نیست بگه خب! اگه نشدنیه یه دفه بگو نمیشه دیگه…
همیشه منتظر اول مهر هستم تا یه چیزی درباره پاییز بنویسم…اما وقتی حسسش نیست, وتی دوستی دلتنگ دوستیه که از همین یه ساعت پیش واسه همیشه ازش خداحافظی کرده…وقتی دل تنگت, تنگت تر از همیشس…وقتی احساس می کنی تو زندانی و وقتی وقتی هایی که انگاری تمومی ندارن, دیگه نمیتونی از پاییز دوست داشتنی ام بنویسی..حتی اگه تا اومدنش چند دقیقه بیشتر نمونده باشه…
تکمله:شرمنده عشق نارنجی, نوشتنم نمیاد…
نوشته شده در Uncategorized | 17 دیدگاه »
هشت سال است كه نيست
اگه بود و مي ديد اين روزارو ..شايد مي گفت
هر روز از ابر سياه خون مي چكه
نوشته شده در Uncategorized | 14 دیدگاه »
آخ كه چقده دوست دارم برم تو «كما» بلكه اين مغز خسته تر از خسته كمي استراحت كنه
نوشته شده در Uncategorized | 6 دیدگاه »
ميگن امروز،روز خبرنگار هستش؟
چه تلخه تبريك شنيدن تو روزي كه رفقيات روز خبرنگارو در حالت اعتصاب غذ تو اوين يا همنشيني با تبهكاران و جانيان تو رجايي شهر تجربه مي كنن…
نشرياتي كه با آنها طعم توقيف را چشيدم
روزنامه گلستان ايران, روزنامه ياس نو، روزنامه حيات نو, روزنامه بهار، هفته نامه وقت، هفته نامه ايراندخت و ….و البته سايت جمهوريت
دوستاني كه با هم بوديم و الان در»بند» هستن
مسعود باستاني، رضا تاجيك، بهمن احمدي، عيسي سخرخيز، احمد زيدآبادي و …..
دوستاني كه با هم بوديم و خاك شونو ترك كردن تا فرصت نوشتن داشته باشن
خانم داوودي مهاجر، دكتر سازگارا، وحيد پوراستاد، فرناز قاضي زاده، كاوه مشكات،آرش حسن نیا، حسین باستانی, نیما اکبرپور، پناه فرهاد بهمن،نيما اكبرپور، هانيه بختيار و….
حالا بازم ميگين، سعيد شمس! روزت مبارك، در روزگاري گه زير پاي سياست مچاله شده ايم؟!!!
مهين جان! تو آسمونا! روزت مبارك
شيش سال شد…به زير خاك رفتن چهره معصوم حسين پناهي
نوشته شده در Uncategorized | 25 دیدگاه »
روز خبرنگار
«آقای نوربخش! شما سردبیری….برنامه ای نداری تا تو روز خبرنگار بچه ها مورد توجه روزنامه قرار بگیرن» روز خبرنگار شد و انگار نه انگار که بچه های «فرهیختگان»م خبرنگارن..چون رضا نور بخش درست 4 روز پیشش بازداشت شد…حالا رضا بیرونه و به جاش آقایی که هیچ جوره نمیشه بهش گفت روزنامه نگار، چه برسه به سردبیر، شده سردبیره فرهیختگانی که قرار بود بشه یکی از بهترین رونامه ها…حالا رضا بیرونه اما هنوز خیلیا هستند که مهمون اوین هستن..طفلی مسعودم که رجایی شهر هستش و با دارودسته کلاه بردارا و احتمالن قاتلا هم بنده شده…
این اصولگراهای روی کار
» خواننده های لس انجلس نیشن در ایران» ، «رییس دولت: این چه طرز برخورد با بدحجاب هاست «، » اوج گیری اختلافات دولت و مجلس » و ……
اصلا چه خوب که به لطف قلع قمع کردنایه شورای نگهبان و تمدید آنچنانی دولت، هم مجلس و هم دولت افتاده دست اون وریا تا مشخص بشه که چقده همو قبول دارن و چند مرده حلاجن…فکر کنین اگه فقط کمی از این بحث ها تو دولت خاتمی یا مجلس ششم مطرح می شد، چه کارایی که نمی کردن…کفن پوشا می ریختن تو خیابون و صداوسیمایه خیر سرش به شدت ملی!!!!!!!!!!!!!!!فریاد وانفسا سر میداد که «آی کجایین که هم جمهوریت از بین رفت و هم اسلامیت» اما حالا که میگن همه چی گل و بلبله و خلاصه ملالی نیست جز سران فتنه که ملیارد، ملیارد میگیرن واسه توکار نظام و مملکت و خلاصه همه چی و همه کس گذاشتن!!!
فارسی وان
این «رابرت مرداک» حالا شده یه چهره شناخته شده واسه همه، به لطف «فارسی وان»ی که یک هزارم بودجه سیمای ملی!!!!!!!!!! بودجه نداره و کارش فقط نشون دادن سریالاییه که قبلنا خیلیا، خیلیاشو دیدن…یکی نیست بگه آقا! زورت رسید کاری کنی قطعش کنی، دستت درد نکنه…اما خدا وکیلی نشستی ببینی چرا تلویزیونت با اون همه دبدبه و کبکبه و اون همه سرمایه کم آورد جلوی فارسی وان؟؟؟
به بهانه شکست استقلال از فولاد
لطفن با دقت بخونید.
» مجید جلالی تو لیگ هفتم، فولادو در حالی تحویل گرفت و لیگ برتری نگه داشت که عنقریب در حال افتادن بود.اما تو آخرین روز ،اونم در حالیکه امید اول قهرمانیو با 4 گل شکست داد تا استقلال اول بشه و ذوب آهن دوم، به جلالی گفتن که میذاریمت کنار تا بوناچچی بيادو فوتبال روزو بیاره تو تیم…بوناچیچ اومد و تو هشت بازی اول لیگ هشتم ،دو مساوی گرفت و شیش بارم باخت تا دوباره به جلالی بگن» بیا که تیم داره می افته» حالا یه سئوال… ضرر نزدیک به یک ملیارد تومنی از بیت المال باید پاسخگویی داشته باشه یا نه؟
شاملو یادمون رفت
حواس که نمیزارن واسه آدم این حضرات اصولگرای مسئولین رده بالای کشوری…سالمرگ شاملو بود و یادمون رفت حتی یه خط بنویسیم از شاملو!!!
دل نوشت:
«لب»ایه بی قراره من، «حسرت»و بوسه می زنه
نوشته شده در Uncategorized | 13 دیدگاه »